سلام

در را باز می کنم

می گویم سلام

 به تنهایی

به اتاق

خاطره ای  از کنار شومینه

 بلند می شود

دستهایم را میگیرد

مرا می نشاند

روی زانوهایش

و لبهایم را

 

چشمهایم را می بندم

                  باز می کنم

شب از نیمه گذشته

و کسی به سلامم

پاسخی نداده است

 

مجموعه شعر ( با خودم بودم) اثر سعید حیدری انتشارات هنر رسانه اریبهشت به چاپ ر سید(( تهیه کنید: پاساژ فروزنده کتابفروشی خانه شاعران))

/ 30 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
به اتهام غزل

سلام سپید زیبایی بود لزت بردم حسابی خیلی وقته به من سر نزدی به روزم سر بزن به امید دیدار

امیررضا

سایه ها از شب گذشتند و روز را به ترکیبی از شب بدل کردند... چشمهایت را باز کن چیزهایی که می بینی درست چیزهایی ست که نمی خواستی خانم شیر محمدی [گل]

سارا

تو بارانی من باران پرستم تودریایی من امواج تو هستم اگرروزی بپرسی باز گویم: تو من هستی و من نقش تو هستم[گل]

محمد

ziba bud [گل]

آرش حسيني

نجــــــاتم بـــــده درگير طوفان تو عمق اون چشمات من غرق اشكاتم چشماي خيست رو از رو دلم بردار اين دل خودش خونه ديگه... تو دست بردار ------------------------------ شعر از سعيد حيدري (ملوداينر و نوازنده ويولون‌ گروه محسن يگانه) ------------------------------ با سلام و درود؛ ماكه چه بخوايد چه نخوايد لينكتون كرديم! اما شما اگه دوست داشتيد مار رو لينك كنيد

زهرا

[لبخند][گل] قشنگ بود عزیزم .........[ماچ]

یه غریبه ...

ترانه حباب سعید حیدری در آلبوم حباب محسن یگانه عزیز: به کجای آسمون خیره شدی که غرورت داره کورت میکنه به چه حقی از دلم خسته شدی که دوباره قلبم آروم میزنه

دومان

سلام و این قبیل.خوانش شدید و دعوتید به خوانش.بختتان خوش.

باشو

ببخشید ظاهرا اشتباهی رخ داده چون دیدم به وبلاگهای درپیت سر زدی فکر کردم با شعر حرفه ای آشنا نیستی عجولانه قضاوت کردم تا آخر وب نخوندم علتش این بود که از خوندن کارات به وجد اومده بودم به هر حال خیلی از کارات خوشم اومد بازهم بهت تبریک می گم . . .