خودم

کسی از لباسهایم

بیرون می آید

که شبیه خودم نیست

جا گذاشته ام

هر روز

تکه هایم را

لابلای یک چیز

و شبیه شده ام

به سرزمینی که

که آفتاب را

از موهایم  می پوشاند

وگوشه هایی از من

در

 ذهن کسانی

 ورم  می کند

که ترکم گفته اند

  

/ 7 نظر / 12 بازدید
یوسف

سلام خسته نباشید[پلک] میخواستم شروع به کار دوباره این وبلاگ رو به شما اطلاع بدم[پلک] با امدنتون به ما روحیه میدید[لبخند] منتظر شما هستیم[سوال]

بابک اباذری

و شبیه شده ام به سرزمینی که که آفتاب را از موهایم دریغ میکند... بسیار زیبا بود ممنون

سمیرا

[گل] سلام سحر نازنین امیوارم حال و احوال خوبی داشته باشی . مثل همیشه با احساس و زیاب نوشتی [گل]

محمود

زيبا بود سحر جان. و چقدر حس مي كنم جاگذاشته ام هر روز تكه هايم را لابلاي يك چيز و شبيه شدم به چيزي كه ديگر من نيست... پيروز باشي

علی اکبر حیرت

سلام مثل همیشه زیبا بود و مثل همیشه برایم پرشور و حس بود

فرشید ذوالفقاری

خیلی خوب بود این کار 3 بار خوندمش واقعا عالی بود