خدا حافظ

همه کسانی که

مرا نخوانده بستید

حلالم کنید

میروم که بمیرم

روح مرا

کسی به خاک سپرده

/ 33 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سید مهدی موسوی

با عرض تسلیت به خاطر کشتار برادران و خواهران بی گناهمان در ظهر عاشورای محرّم الحرام!!: وبلاگ «سید مهدی موسوی» بعد شش ماه و اندی به روز شد... . با اینها منتظرم: 1- دو شعر جدید که در جای دیگری نخوانده اید 2- متن و شعری از «فروغ» در حال و هوای این روزها 3- محاکمه ی آرمان ها در خیابان (نگاهی به فیلم آخر کیمیایی و چند دیالوگ ماندگار از او) 4- قر دادن زیر تیغ (بررسی وضعیت بیمار تعامل مؤلف و منتقد در ایران) 5- مثل همیشه جملاتی از «شمس» بزرگ! 6- خبرها و لینک هایی داغ از همه جای ادبیات و هنر 7- کنار پله ی تاریک (خبرهایی از برادر ترانه سرا و شاعرم: حسین صفا) 8- ستاره های سربی (غمنامه ای از یک ستاره که دوست داشت خاموش شود) 9- انتقام با طعم سیب زمینی (تحلیلی از وضعیت امروز جامعه ایران) 10- عکس هایی دیدنی از شاعران و دوستان کارگاه و... و مثل همیشه گوشه ی دنیا منتظرم با شعر، با ادبیات، با غم، با عشق...

مهتاب یار

درود ، من ، یار همیشگی مهتاب تازه پیدات کردم پس درود درود درود. پیروز و پاینده باشی.

پ د رام یگانه معافی

درووووووووووود و چقدر این کوری با ما راخ می آید... ب--روزم با یک اسلحه گرم سراغ شعرم بیا مانا ماندگار ./

محمود

سلام سحر جان خیلی خوشحالم که هنوز هم به کافه ی محقر ما سر می زنی. آدم روزهایی که احساس می کند خیلی تنهاست، دست به هر تقلایی می زند تا از حس مالیخولیایی فرار کند . و شاید یک علت زیاد نوشتن این روزهای من، به این نکته برگردد. ذوق و جسارت شعر گفتن را مدیون شما هستم. شاید اگر دلگرمی شما نبود، همانطور که در این چند ساله تنها چسبیده بودم به داستان گفتن،هرگز روی به سوی شعر نمی اوردم... من هنوز هم هر روز سر می زنم به پنجره ی شما، شاید شعری سیرابم کند. راستی دلیل ایراد وزنی تان را که بر متنم گرفته بودید نفهمیدم. این روزها که گرد ملال و نفرت پاشیده اند بر در و دیوار این شهر، این پنجره ها تنها تکیه گاه ماست برای زنده ماندن و برای نفس کشیدن. پاینده باشی

مهتاب یار

بیا به کلبه زمستانیم. پر از برف و حرف است. مهتاب یار منتظر شعله های آتشینت.[گل]