مریم مقدس

روزی هزار بار می میرم

 فرشته ای

در کار نیست

ابلیس ها آسمان را فتح کرده اند

وبه ریش  کتابهای مقدس می خندند

التزامی

تمام لغات مرا غسل میدهد

 من به یاد هیچ مسیحی نمی افتم

تنها مریمی را می بینم

که درد هایش را

در گوش شاه بلوط پیری ضجه می زند

و از تمامی مردم شهر

می گریزد.....

/ 12 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عیسی

و من هرگز ندانستم که آن خوبان پدرشان کیست و یا سود و ثمرشان چیست.(اخوان)

طوری به سراغت می آیم و نوشته های زیبایت را می خوانم که هیچ ردی از من به جا نماند. تجر به به من آموخته هرچه خاموش تر در امان تر [بغل]

آسامحمدیان

دراین شماره ی وبلاگ من چندکارازژانرشعر-واژه رادرمعرض قضاوت شماعزیزان دلم گذاشته ام دوست دارم پیش از اینکه مولفه های این سبک نوین رابه شما معرفی کنم روی خودآثارنظردهیدکه ببینیم چقدراین ژانر قابلیت برقراری ارتباط با مخاطبانش رادارد.oryanism.blogfa.com

پاپتی

اگرچه باورم نمی کنی، به سادگی قسم من آخرین فرشته ی خدای این حوالی ام!...

م.نهانی

تعبیرهای به راستی عمیق ویرانگر در خواب خرگوشی لحظه ها... تلنگرهای شاعرانه... زیبا بود.[گل]

ش.ا

زندگی زیبا نیست نه به زیبائی یک حس قشنگ که پر از زمزمه ازادیست ...

نغمه

سلام. از این که با دقت خوندیم و نقد کردی ممنونم! تازه از سفر رسیدم، سر فرصت می خونمت عزیزم

مداد رنگی

فتح آسمان را بی پرچمی که ما نمی شناسیم داشته اند ... مهم این است که این قلب خطاکار از هوای همین آسمان بی صاحب پر و خالی می شود

یه کلاغ

زیبا زیبا و زیبا بود . این شعرت رو خیلی خوشم اومد . اما باقیش رو ..... دروغکی هم قشنگ نیست