بازگشت

کجای این سرزمین باران زده

تو را گم کردم

وشعرهایم خیس شد

من برای هجی اسم تو

آوازه خوان شدم

چرا برای گفتن

کلمات, جا می مانند

برای خواندن ,صدا

برای شنیدن ,غزل

بیا باز گردیم

تمام بهانه ها

برای بودن ,جا مانده اند........

/ 4 نظر / 11 بازدید
سمیرا

" تمام بهانه ها برای بودن , جا مانده اند .... " وای سحر جانم خیلی زیبا نوشتی باور کن کلمه زیبا برای نوشته هایی که از دلت بر می آید نمیتواند حسم را بازگو کند. من لذت میبرم از خواندن شعر هایت

یوتاب

کجای این سرزمین باران زده تو را گم کردم....خیلی زیبا بود...[گل][گل]

محمود

"تمام بهانه ها برای بودن جا مانده اند" کاش می فهمیدم شما چطور به این احساس ناب می رسید؟گویی این جملات از دل خواننده است که پر می کشد و نه شاعر. قلمتان پاینده

مدادرنگي

سحرجان خيلي لذت بردم بيا بازگرديم... دستت درد نكنه عزيزم