کلمات محترم!

تغییر میکنند

خطوطی که از دستهایمان

پیغام می برند

 کلماتی که

راه می افتند

کنارهم می نشینند

سلام می کنند

بزودی

مشتی کاغذند

که در دستهای یکدیگر

 مچاله می شوند.

 

/ 7 نظر / 4 بازدید

مثل درد ته شراب بود که گلو رو میسوزوند نجوا میکرد کاش از پس امروز بود فردایی

آرامش

آدمها ساده می آیند... ساده دلت را با خود میبرند... ساده خسته میشوند از دلت... ساده دلت را می اندازند دور...می شکنند... ساده میروند... به همین سادگی! میبینی!آدمها خیلی ساده اند! خیلی!!![لبخند][لبخند]

طيبه تيموري

چقدر بد است يك عمر منتظر نامه بنشيني در عصر انقراض كاغذ...

طيبه تيموري

متوجه هستم سحر همون لحظه اي كه از واژه بي نيازت مي كنه اما اون نظر قبلي ام هم حسي بود كه يهو گرفتم

محمود

چه خوب كه دوباره پر كار شده ايد...همچنان منتظر كتابتان هستم موفق باشيد

فرشید ذوالفقاری

آفرین خیلی هوشمندانه بود خیلی عالی بود

فرشید ذوالفقاری

آفرین خیلی هوشمندانه بود خیلی عالی بود