سرباز

تنهایی از چشمانت می چکد

 دنبال یک نفر می گردی

یک طناب

 یک درخت

یک دهلیز

و ریشه هایت

از هم دور می شوند

انگشتانم را پیدا می کنی

 درحلقه های دیگری

 چشمانم را

 درچهره های بهتری

 دامنم را...

لبهایم ...پیراهنم ...

 و هیچ خطی

 دستهای مرا ازگذشته ات

جدا نمی کند

دیوار در تنم فرو می رود

و موهایم

پیچکی که در گلدان گل می کند

بیادم نمی آوری

گنجشکها مغزت را جویده اند

فکر کن!

من

شاه بلوط خانه تو را آب داده ام

 تو 

چهار پاره های کهنه مرا

 به باد!

یادت نیست!

 چکمه های بلند که می پوشیدم

می گفتی

در سرت

 پرنده ها دارند رژه می روند

حالا, هر وقت, زمستان

گنجشکها  آواز بخوانند

سربازی می شوم

که سان می بیند

/ 66 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
edy

سلام دوست عزيز وبلاگتون واقعا جالب و پر محتواست دو تا درخواست ازتون دارم لطفا به وب منم سر بزنيد و نظرتون رو بگيد و در صورت امکان منو لينک کنيد با تشکر از شما دوست عزيز

قلندرزاده

سلام با مطلب " شعر چند بخش است آقای مدیر کل " راجع به وضعیت شعر هرمزگان در سایت شاعران هرمزگان در لینک زیر منتظر نظرات شما عزیزان هستیم http://shaeranbnd.com/52-شعر-چند-بخش-است-آقای-مدیر-کل

همایون احمدوند

سلام هم قطار شعر زیبای بود بهت تبریک میگم زیبا می نویسی من تازه وارد این دنیای مجازی شدم . خوشحال میشم در کلبه ی من حضور داشته باشی و کارمو نقد کنی موفق باشی

یقین

سلام خوب و خواندنی دعوتید به >>>>

مهدی ف

درود خواندنی بود من شاه بلوط خانه تو را آب داده ام تو چهار پاره های کهنه مرا به باد! سبز باشید و شاد![گل]

فریبا.ی.م

فکرکن یادت نیست می گفتی چندبار خواندمت و خودرا درقالب واژه ها که احساس و اندیشه ی تو درآن نهفته است قراردادم. تمام بندبندم لبریز ازشعرزیبای توست مانا باشی عزیزم[ماچ][گل]

مرتضى اسماعيل آبادى

Salam, besiar shegeft zade shodam az khundanet! Be khosus sarbaz!!! Ettela'atet khubeha! Arteshi hasti?! Ba 4 shanbe suri va 13 be dar beruzam va montazer.