نامه

(١)

کلید این قصه

قفل های مرا باز نمی کند

سرگیجه ها من

دایره هایی بزرگ می شوند

تا آدمهای کوچکتری دوره ام کنند

معلق که می شوم

کاری به حوادث کوتاه جهان ندارم

و روزنامه هایی که می خوانم

از همه چیز راضی اند

 مردم مهربانی که

 در گورهای دست جمعی

می خوابند

اعتراضی ندارند

(٢)

روزهای من روزنه های تو را

نمی شناسد

روشنای آفتاب روز بعد

که ممنوع شود

کسی به ملاقاتم نمی آید

و مغزم رفته رفته ذوب می شود

به چیزی اعتراف نمی کنم

و قدیسی نجاتم نمی دهد

 گل فروشان

پیغمبران ملحدی می شوند

 تا گل های بی مشتری

 دودمان این شهر را نفرین نکنند

این نامه را از سلول بغلی

برایت پست می کنم

به شماره ۶١٣

که چشمهایش سو سو نمی زند

و سخت مشغول مردن است

هر چه برایش فال می گیرم

جادوگران را باور نمی کند

و برای دزدیدن تکه ای از تقویم

چشم دنیا را در نمی آورد

زندانیان فراری

فراری های زندانی

زندگی حکم بیرحمانه ای بود

/ 45 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد خلیلی

می خوردن و شاد بودن آیین من است فارغ بودن ز کفر و دین دین من است گفتم به عروس دهر کابین تو چیست؟ گفتا دل خرّم تو کابین من است ای مفتی شهر از تو پرکارتریم با این همه مستی از تو هشیارتریم تو خون کسان خوری و ما خون رزان انصاف بده کدام خونخوارتریم؟ سپاس دلتان شاد سپاس ودیگر سپاس. [گل][گل]

تی تی

باز آمدم می خوام تکه ای از تقویمت باشم

کامبیز منوچهریان

سلام. شما را به خواندن ترجمه ای جدید در "ترجمه شعر" دعوت می کنم. منتظر نقد و نظرات ارزشمندتان هستم. با احترام.

سجاد گودرزی

ممنون از دعوتتان شعرهای خوبی خواندم با فضایی کاملا"زنانه که فکر میکنم جایش خیلی خالی است

... چشم براه ...

سلام و رحمت خدا بر شما داشتم تو نت دنبال وب خودم می گشتم اخه اسم وبلاگ منم چشم براه هست وبلاگ شما رو دیدم گفتم یه نگاه بندازم دختر خوب نیست ادم این همه غمگین باشه من همیشه سعی میکن شاد باشم چون با ناراحتی دیگران ناراحت میشم پس همیشه سعی میکنم ناراحتیمو نشون ند تا دیگران هم ناراحت نشن امیدوارم همیشه موفق باشی خواستی یه سرم به ما بزن خوشحال میشم التماس دعا تو این ماه عزیز خدا نگهدار خودتون و نگاهتون و دلتون در پناه حق [گل]

مونا سادات ذاکر

دوباره زندگی پرشین بلاگ را تبریک می گویم. که اگر دیر تر می شد کاملا دیوانه می شدم! آغاز خوبی داشته باشیم.

آرش شفاعی

این تگه به نظرم اضافی می اید خودتان تجدید نظر کنید: واسامیشان را برای مادرانشان نمی فرستند