گناه تنهایی

محکوم ردیف اول:

از جرمی دفاع می کنم

که مرا

به آسمان خواهد برد

مرا تبرئه نکنید

محض رضای خدایتان

بگذارید لا اقل

چیزی

شرافت باز کردن این بند را داشته باشد

از همه کسانم .....نه ......نا کسانم.......

چیزی یا جرمی

مثل همین تنهایی..............

 

/ 12 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسترن

شعرت را میستایم [قلب][گل][دست] بسیار لذت بردم هم از شعر هم از احساس سرشار نهفته‌اش [ماچ][ماچ][گل]

پاپتی

هی فلانی زندگی شاید همین باشد!

ali30bil

محکوم ردیف اول گوش فرا ده مرا با پافشاری بر عقایدت مترسان تو گناهی نداری شاید تنهایی فقط برای او باشد!باشد نه برای تو و نه برای من و نه برای آن دادگر راستی مگر کسی هم مانده که از ناکسانت انتظاری نداری؟!

بر فاک رفته

بسیار زیبای می نویسی ایمان داشتن به جرم مرتکب شده. جایی بجز آسمان در انتظارت نیست

محمود

سلام محکوم به تنهایی، شیدای طناب داری است که اورا جدا کند لحظه ای از زمین و زمینیان. و اینجا ست که محکوم همان حاکم است، حاکم بر سرنوشت خود، بر جدایی خود و بر... موفقباشید

باران

من در این خلوت خاموش سکوت اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم

نسترن پاشنک

باز هم دست مریزاد قلمت سبز نازنینم[گل][ماچ][ماچ]

mj

از منزل کفر تا به دین یک نفس است از عالم شک تا به یقین یک نفس است این یک نفس عزیز را خوش میدار که از حاصل عمر ما همین یک نفس است

OA

ياد سنگ زدن ها به منصور حلاج افتادم !

زن اندهگین

دل نشین مثل همیشه. جرمیست خواستنی وقتی بدانی در پس آن آسمان انتظارت میکشد.شاید آنجا دیگر خبری از هیچ نباشد...[گل]