اشکهای بی ادعا

برای بودنت

دریا

کوچک بود

نمی بینی

چقدر گریه می کنم؟

/ 8 نظر / 10 بازدید
محمود

سلام سحر جان زیبا بود.در این روزگار غریب، دیگر دریا هم کفاف اشک های ما را نمی دهد.

شایان

بسیار لطیف است دریا و گریه سترگی او و کوچکی دریا و استفاده از زمان و کش آوردن آن از گذشته تا حال موفق باشی

م . روان شيد

براي بودنت/دريا كوچك بود - / من هم گريه مي كنم ...

نسترن

جالب بود ولی خیلی نمی تونم بین دوقسمت ارتباط بر قرار کنم...گریه و اشک زیاد و دریا قابل لمسه ولی در کل خیلی درکش نکردم

عیسی

خوش بحالت که می توانی گریه کنی چقدر برای گریه های بی بهانه دلتنگم و از آن بیشتر برای گریه های معصومانه دوران نوجوانی ام. حیف که مرد شده ایم و مرد .....[افسوس][ناراحت] [گریه][گریه]

پاپتی

سهم ما از بودنش حسرت ماست

نسترن

الان بهتر درک کردم ممنون که حست رو برام توضیح دادی .حالا بهتر میفهممش