هفت گانه ...

(1)

پا روی دلم گذاشتم

 گفتم برو

رد پایت : اما, اما....

*****

(2)

وقتی که میرود

شعرهایت شکل می گیرد

خودت

بی شکل می شوی

*****

(3)

گریه که می کنی

از خواب می پرد

انگار هنوز کودک است

****

(4)

دزدانه می خوابی

می ترسی

خوابهایت را بدزدم؟

****

(5)

تبر را داده ای دست من

یادت رفته

ریشه ها را کنده ای

****

(6)

نوازش کردن من سخت بود

من بچه بزرگی بودم

که شبها لالایی می خواستم

****

(7)

دعا می کنی بمیرم

کاش خدا

صدایت را می شنید

..

 01.05.89

/ 6 نظر / 10 بازدید
محمود

سلام سحر جان زیبا بود، بسیار زیبا. هر بند در حکم شعری جداگانه است، کوتاهی با یک دنیا حرف. شعرهای این روزهایت و بخصوص شعرهایی که این روزها در فیسبوک می گذاری بسیار پخته و دلنشینند. مانا باشی

ادیب عشق

نوازش کردن من سخت بود من بچه بزرگی بودم که شبها لالایی می خواستم مرحبا از شیدایی اشعارت لذت بردم.. لینک شدید قابل دونستی لینکم کن [گل]

حسرت

شماره 6 رو خیلی دوست داشتم

زهرا

تبر را داده ای دست من یادت رفته ریشه ها را کنده ای ...... پا روی دلم گذاشتم گفتم برو رد پایت : اما, اما............ خیلی قشنگ بودند ................ مرسییییییییییی[ماچ][ماچ]

فرشید ذوالفقاری

دعا می کنی بمیرم کاش خدا صدایت را می شنید چقدر خوب بود این کار... خیلی خوب بود...