نیمه تمام

این روزها

یا شعر کسی می شوم

یا داستانی

یا قلم می شوم

یا چرک نویسی

من

درد شعرهای رنجیده از کلمات را

زیسته ام

ودلم برای آدمها می سوزد

 شعرهایم دود می شوند

داستانم هایم تمام

و آدمهایم نیمه تمام

نیمه تمام.....

و همدیگر را جدی نمی گیریند

 

/ 16 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غزال مرادی

سحر جان محتوای شعرهایت بسیاری عمیق است اما گاهی بسیار رو است دغدغه ی شعریت بسیار جالب است نوع نگاه اما کلماتتت پروانده نمی شوند گرچه معتقدم شعرهایت بسیار شاعرانه تراز شعر ها ی من هستند

م.نوید

من پس از مدت ها فرصتی یافته ام تا کمی گریه کنم . . . به روزم و منتظر[گل]

داود خان احمدی

و خانه ام سرنوشت کفشی که کوهنوردی مرده به درخت زمستان سپرده باشدش. لینکت کردم

نانی آزاد

وقتي جهان از ريشه جهنم و آدم از عدم و سعي از ريشه هاي ياس مي آيد وقتي يک تفاوت ساده در حرف کفتار را به کفتر تبديل مي کند بايد به بي تفاوتي واژه ها و واژه هاي بي طرفي مثل " نان " دل بست نان را از هر طرف که بخواني نان است .... حتما با خودت میگی چه ربطی به نوشته های من داشت ! خودمم میدونم هیچ ربطی نداره [شوخی]

م.نهانی

هر روز گویی جزیی از کسی یا چیزی می شویم...[گل]

پ درام یگانه معافی

نیمه تمام نیمه تمام و حیف سه نقطه ها شاعر ب--------روزم باز این پنجره پیچک پوش را گشودم پروانگی از آن شما آسمان آبی اما...

آزاده نیکویی

سلام سحرجان خوبی؟ خیلی از این شعر لذت بردم این روزها یا شعر کسی می‌شویم.... به روز شدی خبرم کن[گل]

نگار

چه اشعاری و چه صدای تاری که برام خیلی آشناست منو برد به دنیایه کودکی چقدر دلم هوای گریه داره این شعر و این صدا بهم داره کمک می کنه.به دریا رفته می داند مصیبتهای طوفان را................

صادق چوگانی

سلام خوبی شما این شعر شما خیلی حرف دارد ام صراحتش زیاده وخیلی رو است در ضمن جرا بقیه کارهای من را نخواندهاید و نظر نداده اید