هماغوشی دور.........

آرامش آغوشت را

 پس گرفته ام

از باد ,باران, آفتاب, دریا......

حالا

 می وزم

می بارم

می تابم

وبا مهتاب در جزر و مدی عجیب

عشقبازی می کنم

و تمام گیاهان زمین

در بطن من رشد می کنند.....

 

/ 19 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهسا محسنی

سلام عزیز مهربانم... اگر زحمتی برات نیست...خیلی خوشحال میشم که این لطف رو در حقم بکنی...نمی خوام هیچکدوم رو از دست بدم. مواظب خودت و شعرهای نابت باش...دارم از دوباره خوانی شعرهات فراوان لذت می برم. با آرزوی موفقیت روز افزونت... شاعر دوست داشتنی من...[گل]

محمد

سلام سحر آفرین، از قلم و احساساتت لذت بردم مدتها بود به وبلاگم سر نزده بودم (بنا به دلایل شخصی) ظاهرا مدتها پیش خواسته بودی برای یکی از ترانه هات آهنگ بسازم؛ خوشحال میشم بتونیم همکاری بکنیم البته ممکنه بازم به همون دلایل شخصی به وبلاگم سر نزنم، با ایمیل با من در ارتباط باش

صادق چوگاني

سلام شعر خوبي بود ولذت بردم

مهسا محسنی

سلام سحر مهربانم. اومدم که بگم: با "اعتماد" به روزم...و شما با افتخار دعوتی عزیز. منتظر نقد و نظرت هستم... با احترام و دوستی[گل]

آرامش

میلاد فرخنده و با سعادت اسوه تمام عیار مکارم و قله رفیع فضائل صدیقه کبری ، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) هفته ی بزرگداشت مقام زن و روز مادر را به همه مادران تبریک و تهنیت میگوئیم . . . سلام سحر جان روزت مبارک[گل]

نسترن

فوق العاده مثل همیشه این همه تشبیهات قشنگ رو از کجا میاری تو؟ خوش به حالت. با یک داستان کوتاه به روزم

محمد

سلام من که نمی دنم منظورت کدوم ترانه بوده سحر جان خودت ترانه ای که دوست داشتی روش آهنگ بسازم رو برام میل کن لطفا

م.روان شید

آفرين، آفرين، آفرين... تو ذاتا شاعري.

مهدی ف

آفرین بر سحربانو زیبا بود![گل]