بی وفا

      آرام می شوم

....................................

وقتی  موهایم

در خواهش دستانت

پریشان است

        آرام می شوم


وقتی غزلی

بی تاب سرودن

از حصار نبودنت

گلویم را پاره می کند

         آرام می شوم


وقتی عطر موهایم را

چنان چون حرمتی از یاد رفته

به خاطر می آوری....

        من آرام می شوم

.......

..........

..............

چقدر نا آرامم.

/ 5 نظر / 4 بازدید
نسترن پاشنگ

راستی هنوز آهنگ وبلاگت رو عوض نکردی ؟ ای بابا .... شما علاقمندان موسیقی سنتی سلایق عجیبی دارید !!!من که درکش نمیکنم[نیشخند]

دوست از طرف امیر رضا

سلام. عالی بود عالی.

علی اکبر حیرت

سلام گشت زدم و لذت برم همه جا خوب. نمی دانم چرا شاید به عنوان سپاس از شما یا یاد بود هوس کردم چیزی بنویسم. می لولیدم وخیال می کردم سیاحت می کنم هی چرت می زدم و انگا شتم متفکرم ار این ور به اون ور هی چرخیدم یه روز با کراوات و پیراهن بی اطو یه روز با کفش های واکس زده و جورابهای سوراخ فکر میکردم شاعر یعنی عاشق عاشق یعنی نقاش نقاش یعنی شلخته شلخته یعنی متفکر هی چرخیدم بدون اینکه فکر کنم و به تمام آرزو هام نرسیدم ولی به اونهایی که دوست نداشتم رسیدم باز خیال کردم شاعر یعنی محروم محروم یعنی خوشبخت خوشبخت یعنی سیر سیر یعنی بی درد حالا از چرخیدن هام خیلی گذشته حالا که نه کراوات دارم و نه جوراب هام سوراخ است واژه ها عوض شده متبرج مهاجرت ستیزه گر پناهنده و...... یه خیال تو سرم هست فکر می کنم شاید هیچوقت نه بفهمم نه شاعر شوم فقط مانده ام با این همه آرزو و این همه حرف های نگفته و درد که قرا بود نباشه چکنم ؟