وداع

از اینجا رفته ام

و لباسی که از من

بر تن این جالباسی مانده است

هنوز بوی ترا میدهد

 

 

 

 

/ 5 نظر / 9 بازدید
aras

bsiar ziba

یعقوب سهوزاده- زلال

سلام شاعر /با افتخار خواندم ولذت بردم/با شعرجزیره نشین حرفه ای در انجمن مجازی بروزم ومنتظر نگاه ونقدتان[گل]

ب الف

مرسی خیلی خوب بود

زهرا

خیلی خوووووبه سحر آفرین

سیاه مَست

نخ نما شده اند پیرھن ھایی که در رفت و آمدند لا به لای تار و پودشان انگار آدمی نفس میکشد آدمی پنھان است آدمی جان داده ست و آدمی می کشد سنگینی پیراھنی توخالی را به دوش که ھیچکس در آن نیست