زیستنگاه

خوشبختی را

کنار رودی

پای کوهی

در بن سنگی

آرام

در هرم نفسهایت

هنگام بوییدن موهایم

زیسته ام...

/ 10 نظر / 4 بازدید
من و خودم

سلام وب جالب و باحال و خوندنی داری به منم یه سر بزن خوشحال میشم.... خدانگهدار

باران

چقدر زیبا سرودی خوشبختی را.....زیستگاهت لبریز از دلخوشی باد

م.نوید

زیبا و دلنشین. ممنون که اومدی. من لینکت کردم[گل]

م.نهانی

در حرمت نفسی همگام در هر جای بودن... سلام.زیبا بود و پر احساس.[گل]

مترسک

آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد تنه ای بر در این خانه ی تنها زد و رفت دل تنگش سر گل چیدن ازین باغ نداشت قدمی چند به آهنگ تماشا زد و رفت مرغ دریا خبر از یک شب توفانی داشت گشت و فریاد کشان بال به دریا زد و رفت چه هوایی به سرش بود که با دست تهی پشت پا بر هوس دولت دنیا زد و رفت بس که اوضاع جهان در هم و ناموزون دید قلم نسخ برین خط چلیپا زد و رفت دل خورشیدی اش از ظلمت ما گشت ملول چون شفق بال به بام شب یلدا زد و رفت همنوای دل من بود به هنگام قفس ناله ای در غم مرغان هم آوا زد و رفت هوشنگ ابتهاج

عروس مرده

حس آرامشی داشت. با واژۀ حرم موافق نیستم. که البته اگه منظورتون هرم بوده به معنای حرارت باز هم موافق نیستم. یه واژه جدیدتر.. بهتر.. موفق باشید

آیلا

من چرا نمی‌تونم این‌جا رو کامل ببینم؟ ایراد از گیرنده است فکر کنم چون کسی انگار این مشکل رو نداره... البته پست آخر رو خوندیم...مرسی

کیوان

سلام خسته نباشی.شعر زیبایی سرودین.یه کم کاش همیدوارکننده تر مینوشتین