فراری

برای غربت غربتی ها دلم تنگ است

و ساز این کولی شبگرد بدآهنگ است

فرار کرده ام از زیر گنبدی کبود

 وآسمان اینجا هم, همان رنگ است

برای ناکسانی شدم همدرد

که در نه توی سینه شان,سنگ است

/ 13 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمود

سلام این هم از آدرس کافه نادری: خ جمهوری-بین حافظ و فردوسی-بعد از خ 30 تیر راستی من تا حالا خودم داخلش نرفتم!! رفتید جای ما را هم خالی کنید! موفق باشید

حامد ابراهیم پور

شاعر حرفه ای تمام قالب ها را تجربه میکنه.خوشحال شدم دیدم غزل نوشتید.سر وزنش وقت برای چانه زدن هست.

سهراب ساعی

سلام سحر عزیز ممنون که بعد از مدتها سر زدین و سپاس به خاطر محبتهاتون باورتون می شه اصلا نمی دونستم شما لینکم هستین یا نه الان که چک کردم دیدم لینک نیستین آخه من چون وقتم کمه فقط کسایی که کامنت واسم میذارن رو بهشون می تونم سر بزنم و نه از روی لینکهایم اما گاهی اگه وقت بشه به لینکهام هم سر میزنم. مرسی بابت لطفت.من هم شما رو لینک کردم. به روز کردی خبرم کن حتما بهت سر میزنم دوست خوبم ممنون و موفق باشین [گل][گل][گل][گل][گل]

م.نهانی

دلتنگ دلی تنگ تر از این دنیا...[گل]

نسترن پاشنک

واقعا حرفی برای گفتن ندارم جز اینکه محشر بود. با اشعار قبلیت کاملا متفاوت بود چه از نظر وزن و سبک چه از نظر حس و موضوع خیلی لذت بردم

محمود

سلام سحر خانم علیرغم تعریف و تمجیدهای بسیار سایر دوستان، اجازه بدهید من کمی خرده بگیرم بر این شعر شما. اصلا این شعر به دلم ننشست.حرفها قابل ستودنی است و شاید زبان حال خیلی از ما ها، اما شاعر کسی است که نه صرفا به بیان نکته ای، که بیان آن حرف و نکته به دلنشین ترین و روان ترین زبان است. ایرادات وزنی مکرر، سردرگمی میان سبک غزل و شعر نو، ... مصراع آخر غلط تایپی داشت یا من متوجه منظورتان نشدم؟ در هر صورت جسارت بنده را می بخشید. من دوست دارم شاعر دلنشین این روزهایم، همیشه در حد عالی باشد. پاینده باشید

نسترن

دقیقا ! میخواستم این بیت را در ادامه کامنتم بنویسم و بگم که از این قسمت بیشتر خوشم آمد ولی دیدم همه ی نظرهایی که برای وبلاگ تو میگذارم داره یک شکل میشه ! ولی خیلی عالیه...خیلی درکت بالاست عزیزم

نسترن پاشنک

وات بی وات ! با من کل کل نکن [قهقهه][قهقهه][نیشخند][گل]