ندا.....

باید کسی گلوی بریده مرا

ببوسد

و از گودی چشمهایم

تصاویر وارونه را استخراج کند

در قلبم

معدنی کشف کرده ام

از اسامی بازماندگان فراری

و زنجیر اتهامی که 

فراموشی مطلق را

یدک می کشد

فریادی که برتارهای حنجره ام

آماسیده است

تمامی دردهای انسان را

زنده بگور کرده

تشنگی مرا

دستانی گره خورده با بند

سیراب می کند

بوی خون در این شعر پیچیده است

بیماری این پیکره که :...... 

بی سر .......

بی فریاد........

 بی چشم.....

واگیر دارد

برادر

با این همه

بدجوری به زندگی محتاجم

 

/ 17 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسترن

ممنون از کامنتت عزیزم.خوشحالم که خوشت آمده.اگر چندتا کد بهت میدادم بیشتر به طنز ماجرا پی میبردی.حالا اگه دیدمت میگم برات.ولی کامنتت نصفه به دستم رسیده

ماشا

سلام. خیلی زیبا بود.دستت درد نکناد. به من سر بزن و شعرهایم را بخوان.

پ درام یگانه معافی

... ... ... چه فونت داغونی همشیره !!! میشد بیشتر گره تصاویرو باز کنی / پالس جالبی داشت کار / میخونمت رفیق ./

م.نهانی

درود. عمق معنا و احساس درونی واژه های این سطرها قابل احترامند. زیبا سروده ای. موفق باشی.[گل]

وحید پورزارع

گوانتانامو تن توست و چشم ­هات میدان جنگ است از من نخواه جنگجوی مهربانی باشم وقتی قلب تو را نشانه رفته ­ام سلام . به روزم با گوانتانامو

رضا آل علی

تشنگی مرا دستانی گره خورده با بند سیراب می کند --سلام . این قسمت شعرتان را بیشتر دوست داشتم . و شعر وارونه را ؛ البته با کمی تغییر

سیروس ذکایی

سلام همشگی ترینم برای شما خیلی قشنگ بود لذت بردنی بود تبریکات مرا بپذیرید [گل][گل][گل]

غزال مرادی

شعر زیبایی بود شروعش مرا یاد فروغ انداخت تصاویر کمی داشت اما دل گویه های با احساسی داشت

بهرام

سلام از وبلاگ شما ديدن كردم شعرهاي قشنگي نوشته بوديد نميدانم خودتان گفتيد يا ديگران موفق باشيد بهرام[گل][گل][گل]