چشم براه باران

من زنده به گور می شوم بعد از تو/ تو مرده پرست می شوی بعد از من

هیچ قاعده ای ایمانم را جدی نگرفت

نه قانون سیاه چشمانت

نه مجازات داغ دستانت

 نه میله های بلند فراقت

هیچیک.......

ایمانم را به رسمیت نشناخت

مثل لهجه ای ناشناخته در سرزمینی دور

ایمانم را فریاد زدم

و آن رابه پناهگاه عشق تو قربانی کردم

چه دنیای بی قاعده ای است رفیق

ایمان من به عشق,  وفاداری

به شرافت , به انسانیت

بسان یاوه ای می ماند پر تمطراق که فقط گوینده اش

را به تمسخر می گیرد

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/۱۳ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ توسط سحر شیرمحمدی نظرات () |


Design By : Night Skin