چشم براه باران

من زنده به گور می شوم بعد از تو/ تو مرده پرست می شوی بعد از من

بی یار می کنم,  سر و بی باده, مستی

من عاشق و رند و نظر باز,تو خودپرستی

در کوی خوش نامان عالم نشانی من ندارم

 تو در پی نام و  نشان از من چه هستی؟

ره گم نمی کنم  ز کویت ,با ما وفایی

شاداب  رویت دیدنم , تو در ببستی؟

ای داد و بیداد از شیوه پست زمانه

دزدند دلی و نمی گویند آخر که هستی؟

 سرگشته بودن  یا نبودن درد من نیست

حیرانیم درکوی تو , آخر بپرس این بی کفن کیست؟

 گم گشتگی, حیرانی و بی یاوری این هم سزایم

گویی برانندم ز کویت آخر دلم را تو شکستی





 

 

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱۱/۳ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ توسط سحر شیرمحمدی نظرات () |


Design By : Night Skin