چشم براه باران

من زنده به گور می شوم بعد از تو/ تو مرده پرست می شوی بعد از من

من گریسته ام......

سنگهایت ,الماسم را شکست

آه...

گم شدم در دستانت....

چرا دستانت

نوازش نمیدانستند

چشمانت نگاه؟

نگاهم کن

هزار تکه ام از تو

بخدا

آینه هم ترا از من کم آورد

ببین چه روشنم...

بی آنکه گله کنم... میپرسم:

 چرا مرا شکستی؟

تو که از تبار بت شکنان تاریخ بوده ای

چراعشق را به قربانگاه برده ای.......

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/۱٢ساعت ٢:٠٤ ‎ق.ظ توسط سحر شیرمحمدی نظرات () |


Design By : Night Skin