چشم براه باران

من زنده به گور می شوم بعد از تو/ تو مرده پرست می شوی بعد از من

ستارگان شهرم را ترک گفتند

شب تابها گمان می کنند خورشیدند

پروانه هارا در آشیانه آتش زدند

گلوله حرف آخر است

سبزه ها هم سیاه پوشیده اند

شقایق ها خون می گریند

کرکسان سروری بر پا کرده اند

کلاغ ها

سی سال است که این جشن را به یاد دارند.................

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/٢۸ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ توسط سحر شیرمحمدی نظرات () |


Design By : Night Skin