چشم براه باران

من زنده به گور می شوم بعد از تو/ تو مرده پرست می شوی بعد از من

ستاره ها شهرم را ترک کرده اند

روشنی این شب ,

مدیون نگاه توست

من به روشنای عشق پناه آورده ام

تو به تقدس کلمات من

می بینی این همه نبودنت

را چطور می نویسم

و تو این همه دوری ام را چگونه می خوانی

اعجاز می کند این عشق, باور کن......

دیگر چه می خواهم جز تو

تو هم ,که هستی,

دروغ نمی گویم

مگر نمی خوانی ام؟

اصلا چه خوب است از من دوری

دورتر که می ایستی

ابعاد روح خسته ام دست پاچه نمی شود

و دستانم

بهترین نت ها را با سازتو می نوازد

نزدیک که باشی

ناکوک می شوم, می رنجانیم

می گریم و تو می گریزی

کسی نیست بگوید:

بی انصاف

جز نگاه روشنت چیزی خواسته بودم,مگر؟

ببین چه نورانی ام وقتی نگاهم می کنی؟


 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/۸ساعت ٤:٥۸ ‎ب.ظ توسط سحر شیرمحمدی نظرات () |


Design By : Night Skin