چشم براه باران

من زنده به گور می شوم بعد از تو/ تو مرده پرست می شوی بعد از من

رفته بودم گل بچینم

تو دشت  پر شقایق و کوهپایه ها

من بودم و پروانه ها

سنبله ها , بنفشه ها

چلچله ها ,زنجره ها

تنبک و  تارو تنبوره

پرنده ها, پرنده ها

سه تاروسنتو ر , دف و نی

جیرجیر کا, جیر جیرکا

***

 چه بزمی داشتم تنهایی,

نه ..., با خیالت دوتایی

من بودم و تو و غزل

ستاره ها بغل بغل

حیف که غزل گفتن من

برات کمی تکراریه

وگرنه می گفتم برات

چه شوریه چه حالیه

یواشکی بهت بگم

باهات تا صبحش رقصیدم

اینو یک شبو می دونه

یا شایدم زنجره ای که پشت دیوار می خونه

***

چه می دونی چجوری دل هواتو داشت

برای بودنت چطور  سر به سوی صحرا گذاشت

 با اینکه هیچوقت نبودی که داشتنت یادم بیاد

آتیش به قلبم می زنه مهتاب آخرین نگات

یادت می آد اول روزهای بهار

بارون

چه شر شر یکهو زد به بزم داغ داغ ما؟

کاشکی, که یاد من بره

صاعقه ها صاعقه ها

باور بکن از اون شب خیالی وصل و دریغ

منم شدم تنها پرنده پریشون خدا..............

از اون روزها تا به حالا

کاری ندارم جز بگم ......خدا... خدا... خدا ...خدا....

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/٩ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ توسط سحر شیرمحمدی نظرات () |


Design By : Night Skin