چشم براه باران

من زنده به گور می شوم بعد از تو/ تو مرده پرست می شوی بعد از من

به منزلگه روشنت آمدم بی چراغ

بخوانم برایت دوبیتی ناب

غزل لیز خورد از کفم عشق ریخت

دلم از نگاهت چه شیدا گریخت

کنم شکوه از دوریت یا غمت؟

نه ,من قانعم بر عبور کمت

پناهم تو باش یار ایزد پناه

تویی از برایم; اهورا ,خدا

بیا ,قلب من, آشتی بهتر است

دل نازک مثل شیشه کم است

به من خرده گیر, ناز کن ,غمزه کن

بیاور قدح ,مهر, اندازه  کن

ملامت نکن داغی عشق را

نبند بر دلت ,کینه ورشک را

که من آمدم دل ببندم نه جنگ

زخود, از چه رو راندیم تو به سنگ؟

تو  پرواز این دل به یغما بری

توانی دل نازکی بشکنی؟

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/٥ساعت ٥:۱۱ ‎ب.ظ توسط سحر شیرمحمدی نظرات () |


Design By : Night Skin