چشم براه باران

من زنده به گور می شوم بعد از تو/ تو مرده پرست می شوی بعد از من

بگذار بی قید تر از عشق, تقدیست کنم

 بی ترسی از توهمی تاریک

چرا که آزادانه می خواهمت

بی قرارداد, بی قانون , بیحساب

قاصدکان را منتظر باش, پاییز می آیند

توجیهی در میان نیست

گواه من

 گلبرگ صورتی لبهایم

 که بی طراوت بوسه ات, میمیرد

اصلا ,چگونه دلت آمد گلدان مرا آب ندهی؟

افسوس ,که این همه دلپریشی پروانه کافی نیست

آتش, آخرین راه پروانه هاست

پناه بر این همه دف دربزم گیسوانم

معرکه ای برپاست......... جایت خالی.....

 کاش می دانستی

نازکانه غمسورهای عشق آلودم

تنها تو را کم داشت.........

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/٤ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ توسط سحر شیرمحمدی نظرات () |


Design By : Night Skin