چشم براه باران

من زنده به گور می شوم بعد از تو/ تو مرده پرست می شوی بعد از من

دلم را

دوش در معبری از برگهای تازه جوان دفن کرده ام

قرار گذاشته ام با عشق که هر اردیبهشت برایش

بزمی بیارایم از خاطره و تردید

ازشاخه های گل و جمله های تازه دیر باور

تا مرگ خود را پاس بدارد از آنگونه که

تنفس خیالی دور  آزارش ندهد

تنها همین باور زخمی کهنه می داند و بس

که اعتماد پرنده ای اسطوره ای است

مثل سیمرغ

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/٢۸ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ توسط سحر شیرمحمدی نظرات () |


Design By : Night Skin