چشم براه باران

من زنده به گور می شوم بعد از تو/ تو مرده پرست می شوی بعد از من

اعتراف کن

به تجسم کالبد استخوانی من

در اندیشه خاکستری خود

چه زمهریری بود دستانت هنگام وداع

حیف چیزی در من نمانده بود تا ویران کنی

اعتراف کن

کاری ندارد

مسیح هم اعتراف کرده است

و دیگر گناهی جز عشق ندارد

و آن هم صلیبی شده برای آمرزیدن

در گردن همه گنهکاران..............

نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/٧ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ توسط سحر شیرمحمدی نظرات () |


Design By : Night Skin